خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

179

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

است . ب - عرفى لا مشروط دائم به حسب ذات ، اين قسم يا ساقط است يا به قسم سود بازمىگردد . ج - عرفى لا مشروط دائم لا ضرورى كه هم به حسب ذات و هم به حسب وصف دائم لا ضرورى است . اين قسم نيز بر صنف دائم لاضرورى برمىگردد . د - عرفى لا مشروط لاضرورى به حسب ذات . ه - عرفى لا مشروط لادائم به حسب ذات . اين‌دو قسم اخير را به روال گذشته « خاص » و « اخص » مىناميم . قسم دوم مشتمل بر قسم اول و سوم بوده و قسم چهارم مشتمل بر قسم سوم و پنجم مىباشد . وصف ذات در قسم پنجم لادائم بوده اما در ديگر اقسام مطلق عام است . از اين اقسام پانزده‌گانه فقط هفت قسم شايستگى اعتبار شدن را دارند : از عرفيات دو قسم ، از مشروطات سه قسم و از اين صنف آخر نيز دو قسم . زيرا جهات در اين هفت قسم ، از نظر دوام و لا دوام و نيز ضرورت و لا ضرورت مختلف است . آن‌چه اهميت بيش‌ترى دارد ، عبارت است از : مشروط ، عرفى خاص ، عرفى اخص ، عرفى عام شامل تمام اين پانزده قسم است ، مشروط عام نيز پنج قسم مشروط را شامل مىشود . آن‌چه گفته شد ، در مورد جهات وصفى بسيط و مركب بود . اما اگر بخواهيم جهت را هم از نظر وصف و هم به حسب وقت اعتبار كنيم ، البته وقتى به حسب اعتبار وصف ، مثلا اين‌گونه مىگوييم : « هرچه متحرك شود البته بر مسافتى ، مارّ است ( عبور مىكند ) بر منتصف آن مسافت به ضرورت در وقتى خاص از اوقات متحرك بودن » ، « هر مريضى كه مرضش شدت دارد ، در وقتى خاص از اوقات ، مرض بحرانى مىگردد . » اين حكم‌ها در وقتى معين از اوقات وصف ضرورى هستند . منتشر به حسب وصف ، اين‌گونه است كه مثلا مىگوييم : « همهء كسانى كه مسلول هستند ، سرفه مىكنند . » زيرا اين حكم در اوقات وصف نامعين ، ضرورى است . اين جمله از اقسام مطلق وصفى است ، چنان‌كه وقتيات ذاتى نيز از اقسام مطلق ذاتى است .